يحيى دولت آبادى

272

حيات يحيى ( فارسى )

و هم ميتوان تصور كرد كه در ميان اسبابهاى موجب برهمخوردن كار رياست سيد ضياء الدين يكى را هم همراهى كردن او با كلنل ديد كه اين با نقشه انحلال ژاندارمرى در هركجا منافى بوده و او نميتوانسته است صدمه‌ئى بكلنل بزند . بهرحال بمحض اينكه قوام السلطنه رئيس دولت مىشود كلنل را بتهران احضار مينمايد و او از آمدن بتهران امتناع ميورزد چه ميداند عاقبت وخيم دارد . از اين تاريخ در زبان دولتيان كلنل ياغى خوانده مىشود چنان كه او خود در مكتوبى كه به زودى آن را خواهيد خواند به اين كلمه اشاره مىكند . كلنل در خراسان بعمليات خود ادامه ميدهد و پىدرپى بر قواى خويش ميافزايد خلق خراسان هم وجود او را آيت آسمانى دانسته راضى نميشوند حكومت وى پايان بيابد و اين كشمكش دو سه ماه طول ميكشد در حدود سمنان تفتيش نظامى در مراسلات خراسان برقرار ميگردد و روابط دولت با آن ايالت به كلى منقطع مىشود . قوام السلطنه در مسند رياست وزراء خود را بمنزلهء تابينى نسبت بسردار سپه مينماياند سردار سپه هم او را در كار گرفتارى كلنل و خاتمه دادن به كار خراسان كاملا يارى مىكند . بديهى است سردار سپه راضى نيست قوهء منظمى در خراسان نزديك روس بلشويك بيرون از اداره او آن هم بدست يك صاحبمنصب ژاندارمرى با وجاهت ملى كه دارد موجود بوده باشد ولى چون هنوز كارهاى قشونى خودش كامل نيست و كار اتحاد قزاق و ژاندارم يعنى قشون متحد الشكل هنوز درست نضج نگرفته است احتياط مىكند با كلنل ستيزگى نمايد و هم نميخواهد در اين وقت كه از طرف روس بلشويك كمال نگرانى را دارد رسما بجنگ داخلى بپردازد بعلاوه كه تصور مىكند اگر كلنل و ميرزا كوچك خان از رشت و خراسان دست بهم داده رو بتهران بيايند با اينكه رويدل مليون همه با آنهاست نه تنها جلوگيرى مشكل خواهد بود و ممكن است كار خودش برهم بخورد بلكه سلطنت سلطان احمد شاه نيز خاتمه بيابد . اين است كه ترجيح ميدهد غائله خراسان را غير مستقيم خاتمه بدهد و با آن